سلام میکنم به باد،
به بادبادک و بوسه،
به سکوت و سوال،
و به گلدانی،
که خواب گل همیشه بهار می بیند،
سلام میکنم به چراغ،
و به چراهای کودکی،
به چاله مهربان چانه تو!
سلام میکنم به پاییز پسین پروانه،
به مسیر مدرسه،
به بالش نمناک،
به نامه های نرسیده،
سلام میکنم،
به آفتاب و آرزوی آمدنت!
سلام میکنم به بی صبری،
به بغض ، به باران،
به بیم باز نیامدن تو...
باور کن من به یک پاسخ کوتاه،
به یک سلام سرسری ، راضیم!
آخر چرا سکوت میکنی؟
نوشته شده توسط در یکشنبه نهم بهمن 1390 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت

این روزهـــاخبرے نیستـــــــــــــــــ!
بـــه جز ..
سیر صعودے دل تنگے هاے من ..
براے تـ ــ ـــــــــــو!
نوشته شده توسط در سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت
سهم تو از من هرچه بود
سپردی اش به باد
سهم من از تو هرچه بود
هست
عزیز می دارمش
تا آخرین نبض بودن
تا لحظه ی سپردن به خاک ...
نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نوشته های پیشین