می میرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم
من دلم تنگ می شود
برای تو برای هر آنچه که تکانم می دهد تا تأمل خویش برای خاطراتمان چیزهایی که تو توهم می خوانیشان دلم که تنگ می شود پای لحظه های خالی از تو بساط اشک پهن می کنم گوش خیالم را به گذشته می چسبانم صدایت را از امواج پراکنده ی زمان جمع می کنم پژواک صدایت بر دیوار ذهن می کوبد پر از آواز می شوم از تو مگر غیر از این است که توهم هم وجود دارد ؟! باشد ... به خودم دروغ نمی گویم ! اما به حقیقت دقایق عاشقیمان سوگند... دلم برای این توهم تنگ می شود... من دراین خلوت دلگیر بی تو طوفان زده دشت جنونم
وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران ...

![]()

جان می سپارم امشب
تقسیم می کنم سکوت را
با سکوت...
وتو درآنسوی این شب
با غم ها بیگانه
می گریزی از یاد من
شاید اما در خیالت
یاد من می شکفد
من ولی در این خیالم
که در چشمهای خسته ات
امروز شادی کجا بود...؟![]()
صید افتاده بخونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،
تو ندیدی!
نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .
چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم ،
گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم .....![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



